فرهنگ آریان‌پور

دل‌ کسی را به دست‌ اوردن

#۹۵٬۸۷۰

معنی‌های انگلیسی
۱

win

(past: won ; past participle: won) ـ بردن، پیروز شدن، فاتح شدن، غلبه یافتن بر، به دست آوردن، تحصیل کردن، فتح، پیروزى، برد

۲

jolly

سر کیف، خوشحال، بذله گو، خیلى

۳

insinuate

تلقین کردن، داخل کردن، اشاره کردن، به اشاره فهماندن، به طور ضمنى فهماندن