فرهنگ آریان‌پور

دل

#۹۵٬۷۷۵

معنی‌های انگلیسی
۱

heart

قلب، سینه، آغوش، مرکز، دل و جرات، رشادت، مغز درخت، عاطفه، لب کلام، جوهر، دل دادن، جرات دادن، تشجیع کردن، بدل گرفتن

۲

midst

دل، قلب، قسمت وسط، در وسط، در میان

۳

wish

خواستن، میل داشتن، آرزو داشتن، آرزو کردن، آرزو، خواهش، خواسته، مراد، حاجت، کام، خواست، دلخواه wish عامیانه‌

۴

spunk

دلیرى، دل، جرات، چوب، آتشزنه، آتش گرفتن

۵

conscience

وجدان، ضمیر، ذمه، باطن، دل

۶

tummy

شکم، معده بازی‌ ها

۷

belly

شکم، طبله، شکم دادن و باد کردن

۸

quick

تند، چابک، فرز، چست، جلد، سریع، زنده

۹

midriff

مربوط به قسمت پایین سینه، (کالبد شکافى) حجاب حاجز، تیغه، قسمت پایین سینه

۱۰

stomach

یمینه، معده، میل، اشتها، تحمل کردن

۱۱

backbone

تیره ى پشت، ستون فقرات، (مجازى) پشت، استقامت، استوارى، استحکام