فرهنگ آریان‌پور

دگرگونی

#۹۵٬۷۵۰

معنی‌های انگلیسی
۱

alteration

دگرگونى، تغییر، تبدیل، دگرش

۲

catabolism

دگرگونى، نابود کننده، سوخت مواد غذایى دربافت ها، فروساخت

۳

change

عوض کردن، عوض شدن، تغییر، پول خرد، دگرگون کردن یاشدن، دگرگونى، مبادله، تغییردادن، معاوضه کردن، خرد کردن (پول)، تغییر کردن

۴

mutation

جهش، تغییر، دگرگونى، تحول، طغیان، انقلاب، شورش، تغییر ناگهانى

۵

variation

تغییر، اختلاف، دگرگونى، ناپایدارى، بى ثباتى، تغییرپذیرى، وابسته به تغییر و دگرگونى

۶

metabolism

سوخت و ساز، دگرگونى، متابولیزم، تحولات بدن موجود زنده براى حفظ حیات

۷

contrariety

مخالفت، دگرگونى، مغایرت، ناسازگارى

۸

vicissitude

تحول، دگرگونى، تغییر، فراز و نشیب زندگى

۹

metamorphosis

تغییر شکل، دگرگونى، دگردیسى

۱۰

transformation

دگرسازى، تغییر شکل، تبدیل صورت، دگرگونى، وراریخت، ترادیسى، تبدیل

۱۱

shake up

تکان سخت دادن، احساسات را تحریک کردن، سرهم بندى، دگرگونى

۱۲

shift

تغییرمکان، نوبت کار، مبدله، تغییردادن، تغییر مکان، انتقال، تغییر جهت، بوش، تناوب، نوبت، تعویض، نوبتى، استعداد، ابتکار، تعبیه، نقشه خائنانه، حقه، توطئه، پخش کردن، تعویض کردن، تغییر مکان دادن، انتقال دادن، تغییر مسیر دادن

۱۳

swing

(past: swung ; past participle: swung) ـ آونگان شدن یا کردن، تاب خوردن، چرخیدن، تاب، نوسان، اهتزاز، آونگ، نوعى رقص و آهنگ آن

۱۴

switch

گزینه، راه گزین، راه گزیدن، ترکه، چوب زدن، سویچ برق، سویچ زدن، جریان را عوض کردن، تعویض

۱۵

divergence

تباین، انشعاب، واگرایى