دگرگونی
#۹۵٬۷۵۰
alteration
دگرگونى، تغییر، تبدیل، دگرش
catabolism
دگرگونى، نابود کننده، سوخت مواد غذایى دربافت ها، فروساخت
change
عوض کردن، عوض شدن، تغییر، پول خرد، دگرگون کردن یاشدن، دگرگونى، مبادله، تغییردادن، معاوضه کردن، خرد کردن (پول)، تغییر کردن
mutation
جهش، تغییر، دگرگونى، تحول، طغیان، انقلاب، شورش، تغییر ناگهانى
variation
تغییر، اختلاف، دگرگونى، ناپایدارى، بى ثباتى، تغییرپذیرى، وابسته به تغییر و دگرگونى
metabolism
سوخت و ساز، دگرگونى، متابولیزم، تحولات بدن موجود زنده براى حفظ حیات
contrariety
مخالفت، دگرگونى، مغایرت، ناسازگارى
vicissitude
تحول، دگرگونى، تغییر، فراز و نشیب زندگى
metamorphosis
تغییر شکل، دگرگونى، دگردیسى
transformation
دگرسازى، تغییر شکل، تبدیل صورت، دگرگونى، وراریخت، ترادیسى، تبدیل
shake up
تکان سخت دادن، احساسات را تحریک کردن، سرهم بندى، دگرگونى
shift
تغییرمکان، نوبت کار، مبدله، تغییردادن، تغییر مکان، انتقال، تغییر جهت، بوش، تناوب، نوبت، تعویض، نوبتى، استعداد، ابتکار، تعبیه، نقشه خائنانه، حقه، توطئه، پخش کردن، تعویض کردن، تغییر مکان دادن، انتقال دادن، تغییر مسیر دادن
swing
(past: swung ; past participle: swung) ـ آونگان شدن یا کردن، تاب خوردن، چرخیدن، تاب، نوسان، اهتزاز، آونگ، نوعى رقص و آهنگ آن
switch
گزینه، راه گزین، راه گزیدن، ترکه، چوب زدن، سویچ برق، سویچ زدن، جریان را عوض کردن، تعویض
divergence
تباین، انشعاب، واگرایى