فرهنگ آریان‌پور

دکمه

#۹۵٬۶۱۲

معنی‌های انگلیسی
۱

knop

دکمه، برآمدگى، قبه، غنچه، لاوک، قلاب نخ

۲

tuberculum

دکمه، برجستگى

۳

eye

چشم، دیده، بینایى، دهانه، سوراخ سوزن، دکمه یا گره سیب زمینى، مرکز هر چیزى، کارآگاه، نگاه کردن، دیدن، پائیدن eye رادیو و تلویزیون‌ و غیره‌

۴

knob

دستگیره، دکمه، قبه، برآمدگى، دسته، گره

۵

gemma

(گیاه شناسى) جوانه، دکمه، غنچه، جرثومه، نرم تن یا صدف گرد کوچک خوراکى، الفکه

۶

tuber

تکمه، دکمه، زگیل، سیبک، برآمدگى زگیل مانند، برجستگى، (گیاه شناسى) قارچ دنبلان

۷

button

تکمه، دکمه، غنچه، هر چیزى شبیه دکمه، تکمه زدن، با تکمه محکم کردن

۸

tubercle

(گیاه شناسى، کالبد شکافى) آزخ، برآمدگى گرد، دکمه، زگیل، برآمدگى دندان آسیاب، برجستگى روى استخوان

۹

key

جزیره کوچک سنگى یا مرجانى، کلید، راهنما، وسیله راه حل، کلید بستن، کلید کردن، کوک کردن، با آچار بستن واژه هاى شامل

۱۰

dial

شاخص، صفحه ى مدرج ساعت، صفحه ى عقربک دار (مثل ترازو یا صفحه ى تلفن)، گرفتن تلفن یا رادیو و غیره، شماره گرفتن، صفحه شماره گیر dial برق‌

۱۱

switch

گزینه، راه گزین، راه گزیدن، ترکه، چوب زدن، سویچ برق، سویچ زدن، جریان را عوض کردن، تعویض

۱۲

control

کنترل، کنترل کردن، نظارت کردن، تنظیم کردن، بازرسى، بازبینى، کاربرى control ـ (53)

۱۳

fastener

چفت، بست

۱۴

fastening

بستن، محکم کردن، چسباندن، سفت شدن