دقیق
#۹۵٬۴۹۵
precise
دقیق و مختصر کردن، مختصر و مفید، جامع، صریح، دقیق، معین
punctual
دقیق، وقت شناس، خوش قول، بموقع، ثابت در یک نقطه، (مثل نقطه) لایتجزى، نکته دار، معنى دار، نیشدار، صریح، معین، مشروح، با ذکر جزئیات دقیق، آداب دان
punctilious
دقیق، نکته سنج، بسیار مبادى آداب
astute
زیرک، ناقلا، دانا، هوشیار، محیل، دقیق، موشکاف
literal
لفظ، لفظى، تحت اللفظى، حرفى، واقعى، دقیق، معنى اصلى
accurate
درست، دقیق، صحیح
advertent
متوجه، دقیق
exquisite
نفیس، بدیع، عالى، دلپسند، مطبوع، حساس، دقیق، شدید، سخت
precision
دقت، صراحت، درستى، صحت، ظرافت، دقیق
astringent
گس، قابض، جمع کننده، سفت، داروى قابض، سخت گیر، دقیق، طاقت فرسا، شاق، تند و تیز
particular
ویژه، خاص، سختگیر، مخصوص، بخصوص، مخمص، دقیق، نکته بین، خصوصیات، تک، منحصر بفرد
scholastic
(scholastical =) ـ مدرسه اى، آموزشگاهى، استادانه، دقیق
scrutinizer
موشکاف، دقیق
scholastical
(scholastic =) ـ مدرسه اى، آموزشگاهى، استادانه، دقیق
exact
درست، عیناً، کاملاً، بدرستى، بکلى، یکسره، چنین است
photographic
وابسته به عکاسى، عکسى