فرهنگ آریان‌پور

دق‌ الباب‌ کردن

#۹۵٬۴۴۴

معنی‌های انگلیسی
۱

knock

کوبیدن، زدن، درزدن، بد گویى کردن از، به هم خوردن، مشت، ضربت، صداى تو تو، عیبجویى