فرهنگ آریان‌پور

دفن کردن

#۹۵٬۴۳۶

معنی‌های انگلیسی
۱

bury

به خاک سپردن، دفن کردن، از نظر پوشاندن

۲

grave

قبر، گودال، سخت، بم، خطرناک، بزرگ، مهم، موقر، سنگین، نقش کردن، تراشیدن، حفر کردن، قبر کندن، دفن کردن

۳

entomb

زیرخاک کردن، دفن کردن، مقبره ساختن

۴

inhume

در خاک نهادن، به خاک سپردن، دفن کردن

۵

sepulcher

(sepulchre =) ـ گور، قبر، مزار، مقبره، قبر ساختن، دفن کردن

۶

sepulchre

(sepulcher =) ـ گور، قبر، مزار، مقبره، قبر ساختن، دفن کردن

۷

lay

(past: lay ; past participle: lain) ـ دروغ گفتن، سخن نادرست گفتن، دروغ، کذب دراز کشیدن، خوابیدن، افتادن، ماندن، واقع شدن، قرار گرفتن، موقتا ماندن، وضع، موقعیت، چگونگى lie