فرهنگ آریانپور
دفعه
#۹۵٬۴۲۷
time
بموقع، بهنگام، بجا، به وقت، بگاه
sitting
(past: sat ; past participle: sat) ـ نشستن، جلوس کردن، قرار گرفتن sit
stretch
کشیدن، امتداد دادن، بسط دادن، منبسط کردن، کش آمدن، کش آوردن، کش دادن، گشاد شدن بسط، ارتجاع، قطعه (زمین)، اتساع، کوشش، خط ممتد، دوره، مدت