فرهنگ آریان‌پور

دفع

#۹۵٬۳۹۲

معنی‌های انگلیسی
۱

parry

دفع کردن حمله حریف، دور کردن، دفع حمله، دورسازى، طفره رفتن

۲

repulse

دفع، رد، پس زنى، دفع کردن، راندن

۳

voidance

دفع، ابطال

۴

ejectment

دفع، طرد، (حقوق) دعواى استرداد، حق تصرف ملک و مطالبه خسارت

۵

exclusion

دفع، استثناء، اخراج، محروم سازى، ممانعت، محرومیت

۶

excretion

دفع، مدفوع

۷

repulsion

دفع، عدم پذیرش، عقب زنى، تنفر، دشمنى

۸

rebuff

جلوگیرى کردن، رد کردن، منع، رد، دفع

۹

rebuttal

رد، تکذیب، دفع، عمل متقابل، پس زنى

۱۰

detrusion

پرتاب، دفع

۱۱

expulsion

اخراج، دفع، راندگى، بیرون شدگى، تبعید

۱۲

secretion

تراوش، ترشح، دفع، پنهان سازى، اختفا

۱۳

propulsion

نیروى محرکه، خروج، دفع، پیش راندن

۱۴

repercussion

بازگردانى، پس زنى، انعکاس، برگشت، دفع، عکس العمل، واکنش، (پزشکى) دفع یا پیشگیرى

۱۵

ejection

پس زنى، بیرون رانى، اخراج

۱۶

movement

جنبش، تکان، حرکت، تغییر مکان، گردش، (موسیقى) وزن، ضرب، نهضت

۱۷

evacuation

تخلیه، تهى سازى، برون برى