فرهنگ آریانپور
دفع
#۹۵٬۳۹۲
parry
دفع کردن حمله حریف، دور کردن، دفع حمله، دورسازى، طفره رفتن
repulse
دفع، رد، پس زنى، دفع کردن، راندن
voidance
دفع، ابطال
ejectment
دفع، طرد، (حقوق) دعواى استرداد، حق تصرف ملک و مطالبه خسارت
exclusion
دفع، استثناء، اخراج، محروم سازى، ممانعت، محرومیت
excretion
دفع، مدفوع
repulsion
دفع، عدم پذیرش، عقب زنى، تنفر، دشمنى
rebuff
جلوگیرى کردن، رد کردن، منع، رد، دفع
rebuttal
رد، تکذیب، دفع، عمل متقابل، پس زنى
detrusion
پرتاب، دفع
expulsion
اخراج، دفع، راندگى، بیرون شدگى، تبعید
secretion
تراوش، ترشح، دفع، پنهان سازى، اختفا
propulsion
نیروى محرکه، خروج، دفع، پیش راندن
repercussion
بازگردانى، پس زنى، انعکاس، برگشت، دفع، عکس العمل، واکنش، (پزشکى) دفع یا پیشگیرى
ejection
پس زنى، بیرون رانى، اخراج
movement
جنبش، تکان، حرکت، تغییر مکان، گردش، (موسیقى) وزن، ضرب، نهضت
evacuation
تخلیه، تهى سازى، برون برى