فرهنگ آریان‌پور

دفتر روزانه

#۹۵٬۳۲۸

معنی‌های انگلیسی
۱

book

فصل یا قسمتى از کتاب، مجلد، دفتر، کتاب، درکتاب یا دفتر ثبت کردن، رزرو کردن، توقیف کردن

۲

diary

دفتر خاطرات روزانه

۳

blotter

جوهر خشک کن، دفتر باطله، دفتر ثبت معاملات، دفتر روزنامه

۴

journal

روزنامه، دفتر روزنامه، دفتر وقایع روزانه، مجله