دفتر
#۹۵٬۲۸۹
bureau
دفتر، دفتر خانه، اداره، دایره، میز کشودار یا خانه دار، گنجه جالباسى، دیوان
cahier
دفتر، کتابچه
office
دفتر، اداره، منصب، شغل، مقام، مسئولیت، احراز مقام، اشتغال، کار، وظیفه، خدمت، محل کار، دفتر کار
pad
دفترچه یادداشت، لایى، لایى گذاشتن، جاده، معبر، دزد پیاده، اسب راهوار، پیاده سفر کردن، قدم زدن، زیر پالگد کردن، صداى پا، تشک، هر چیز نرم، لایه، پشتى، آب خشک کن، مرکب خشک کن، بالسشتک زخم بندى، با آب و تاب گفتن، لفاف کردن، با لایه نرم یا بالشتک پوشاندن
book
فصل یا قسمتى از کتاب، مجلد، دفتر، کتاب، درکتاب یا دفتر ثبت کردن، رزرو کردن، توقیف کردن
tome
جلد، جلد بزرگ، مجلد، دفتر، کتاب قطور
volume
حجم، جلد، (رادیو و غیره) درجه صدا، دفتر، توده، کتاب، برحجم افزودن، برزگ شدن (حجم)، به صورت مجلد در آوردن volume accommodations liber
registry
محضر، دفتر ثبت اسناد، دفتر، فهرست
tablet
لوح، لوحه، صفحه، تخته، ورقه، قرص، برلوح نوشتن
pamphlet
جزوه، رساله چاپى