فرهنگ آریان‌پور

دفتر

#۹۵٬۲۸۹

معنی‌های انگلیسی
۱

bureau

دفتر، دفتر خانه، اداره، دایره، میز کشودار یا خانه دار، گنجه جالباسى، دیوان

۲

cahier

دفتر، کتابچه

۳

office

دفتر، اداره، منصب، شغل، مقام، مسئولیت، احراز مقام، اشتغال، کار، وظیفه، خدمت، محل کار، دفتر کار

۴

pad

دفترچه یادداشت، لایى، لایى گذاشتن، جاده، معبر، دزد پیاده، اسب راهوار، پیاده سفر کردن، قدم زدن، زیر پالگد کردن، صداى پا، تشک، هر چیز نرم، لایه، پشتى، آب خشک کن، مرکب خشک کن، بالسشتک زخم بندى، با آب و تاب گفتن، لفاف کردن، با لایه نرم یا بالشتک پوشاندن

۵

book

فصل یا قسمتى از کتاب، مجلد، دفتر، کتاب، درکتاب یا دفتر ثبت کردن، رزرو کردن، توقیف کردن

۶

tome

جلد، جلد بزرگ، مجلد، دفتر، کتاب قطور

۷

volume

حجم، جلد، (رادیو و غیره) درجه صدا، دفتر، توده، کتاب، برحجم افزودن، برزگ شدن (حجم)، به صورت مجلد در آوردن volume accommodations liber

۸

registry

محضر، دفتر ثبت اسناد، دفتر، فهرست

۹

tablet

لوح، لوحه، صفحه، تخته، ورقه، قرص، برلوح نوشتن

۱۰

pamphlet

جزوه، رساله چاپى