دفاع
#۹۵٬۲۵۵
apologia
دفاع، پوزش ادبى
advocation
دفاع، حمایت
pale
کمرنگ، رنگ پریده، رنگ رفته، بى نور، رنگ پریده شدن، رنگ رفتن، در میان نرده محصور کردن، احاطه کردن، میله دار کردن، نرده، حصار دفاعى، دفاع، ناحیه محصور، قلمرو، حدود
answer
پاسخ دادن، جواب دادن، از عهده برآمدن، ضمانت کردن، دفاع کردن (از)، جوابگو شدن، به کار آمدن، به کار رفتن، به درد خوردن، مطابق بودن (با)، جواب احتیاج را دادن جواب، دفاع، پاسخ
defence
پدآفند، دفاع، دفاع کردن، استحکامات
defense
پدآفند، دفاع، دفاع کردن، استحکامات
advocacy
مدافعه، دفاع، وکالت
munition
قلعه، دفاع، مهمات، تدارکات، جنگ افزار تهیه کردن
replication
تاه، تاشدگى، پاسخ، انعکاس، رونوشت، دفاع، پاسخگویى، تکرار
vindication
حمایت، دفاع، اثبات بیگناهى، توجیه، خونخواهى
back
عقب، پشت (بدن)، پس، عقبى، گذشته، پشتى، پشتى کنندگان، تکیه گاه، به عقب، درعقب، برگشت، پاداش، جبران، از عقب، پشت سر، بدهى پس افتاده، پشتى کردن، پشت انداختن، به عقب رفتن، به عقب بردن، برپشت چیزى قرار گرفتن، سوارشدن، پشت چیزى نوشتن، ظهرنویسى کردن
fence
حصار، دیوار، پرچین، محجر، سپر، شمشیر بازى، خاکریز، پناه دادن، حفظ کردن، نرده کشیدن، شمشیر بازى کردن
parry
دفع کردن حمله حریف، دور کردن، دفع حمله، دورسازى، طفره رفتن
fencing
حصار، دیوار، پرچین، محجر، سپر، شمشیر بازى، خاکریز، پناه دادن، حفظ کردن، نرده کشیدن، شمشیر بازى کردن fence
pleading
(past: pleaded, pled ; past participle: pleaded, pled) ـ در دادگاه اقامه یا ادعا کردن، درخواست کردن، لابه کردن، عرضحال دادن