فرهنگ آریان‌پور

دغلکاری

#۹۵٬۲۵۱

معنی‌های انگلیسی
۱

sham

قلابى، ساختگى، دروغى، ریاکارى، وانمود کردن، به خود بستن، تظاهر کردن

۲

fraud

فریب، حیله، (حقوق) کلاه بردارى، تقلب، فن، گوش بر، شیاد

۳

trimming

درست کردن، آراستن، زینت دادن، پیراستن، تراشیدن، چیدن، پیراسته، مرتب، پاکیزه، تر و تمیز، وضع، حالت، تودوزى و تزیینات داخلى اتومبیل trim deceitfulness

۴

trickery

حیله گرى، حیله بازى، گول زنى، نیرنگ

۵

imposture

دورویى، غصب، طرارى، فریب، مکر، حیله

۶

dishonesty

نادرستى، خیانت، عدم امانت false pretenses

۷

trickiness

حقه بازى، دغل زنى

۸

skulduggery

(skullduggery =) ـ رفتار زیر جلکى و خائنانه، تقلب bad faith