فرهنگ آریان‌پور

دغل

#۹۵٬۲۳۳

معنی‌های انگلیسی
۱

limmer

آدم رذل، دغل، کلاش، قلاش، ناقلا، بچه بد ذات یا شیطان، زن سبک سر، زن هرزه، زن جلف

۲

dishonest

نادرست، متقلب، تقلب آمیز، دغل، فاقد امانت

۳

behindhand

مادون، کهنه، بى خبر از رسوم، دغل

۴

fake

تقلید، جعل، حلقه کردن، پیچیدن، جا زدن، وانمود کردن faker

۵

cheat

آدم متقلب و فریبنده، فریب، گول، فریب دادن، خدعه کردن، گول زدن، جر زدن

۶

False

دروغ، کذب، کاذبانه، مصنوعى، دروغگو، ساختگى، نادرست، غلط، قلابى، بدل false wide boy

۷

cunning

زیرک، مکار، حیله باز، ماهر، زیرکى، حیله گرى

۸

devious

بى راهه، کج، غیر مستقیم، منحرف، گمراه doublecrosser

۹

deceitful

فریب آمیز، پرنیرنگ