فرهنگ آریان‌پور

دعوت

#۹۵٬۱۹۷

معنی‌های انگلیسی
۱

invite

دعوت کردن، طلبیدن، خواندن، وعده گرفتن، مهمان کردن، وعده دادن

۲

invitation

دعوت، وعده خواهى، وعده گیرى، جلب

۳

bid

(past: bid, bade ; past participle: bid, bidden) ـ فرمودن، امر کردن، دعوت کردن، پیشنهاد کردن، توپ زدن، خداحافظى کردن، قیمت خریدرا معلوم کردن، مزایده، پیشنهاد

۴

call

فرا خواندن، فرا خوان، بانگ، صدازدن، ندا، خبر، نامیدن، احضار کردن، خواستن، فریاد، صدا، احضار، دعوت، نامبرى، خواندن اسامى

۵

bidding

(past: bid, bade ; past participle: bid, bidden) ـ فرمودن، امر کردن، دعوت کردن، پیشنهاد کردن، توپ زدن، خداحافظى کردن، قیمت خریدرا معلوم کردن، مزایده، پیشنهاد

۶

summons

خواست برگ، احضاریه، احضار، دعوت

۷

treat

رفتار کردن، تلقى کردن، مورد عمل قرار دادن، بحث کردن، سر و کار داشتن با، مربوط بودن به، مهمان کردن، عمل آوردن، درمان کردن، درمان شدن، خوراک رایگان، چیز لذت بخش

۸

convocation

انجمن، مجلس، جلسه عمومى دانشجویان