دعوا
#۹۵٬۱۶۵
dustup
نزاع، دعوا، گردگیرى
squeal
جیغ ممتد، جیغ، داد، دعوا، نزاع، فریاد، جیغ کشیدن (مثل خوک)، فاش کردن
strife
ستیزه، نزاع، دعوا، سعى بلیغ، تقلا، کشاکش aggro
brabble
جنجال کردن، مشاجره کردن، دعوا، سر و صدا
contest
مباحثه و جدل کردن، اعتراض داشتن بر، ستیزه کردن، مشاجره، مسابقه، رقابت، دعوا
discord
ناسازگارى، اختلاف، دعوا، نزاع، نفاق، ناجور بودن، ناسازگار بودن
quarrel
پرخاش، نزاع، دعوى، دعوا، ستیزه، اختلاف، گله، نزاع کردن، دعوى کردن، ستیزه کردن
spat
(past of spit) ـ حلزون خوراکى خیلى کوچک، بچه حلزون، مرافعه، کشمکش کردن، سیلى، سیلى زدن، به سیخ کشید، تف کرد، سوراخ کرد
scrap
قراضه، اوراق، دور انداختن، تکه، پاره، عکس یا قسمتى از کتاب یا روزنامه که بریده شده، ته مانده، ماشین آلات اوراق، آشغال، جنگ، نزاع، اوراق کردن scrap حقوق
argument
نشانوند، استدلال
litigation
دعوى قضایى
difference
تفاضل، فرق، تفاوت، اختلاف، (ریاضى) تفاوت
disagreement
مخالفت، عدم موافقت، اختلاف، ناسازگارى fallingout