فرهنگ آریان‌پور

دعوا

#۹۵٬۱۶۵

معنی‌های انگلیسی
۱

dustup

نزاع، دعوا، گردگیرى

۲

squeal

جیغ ممتد، جیغ، داد، دعوا، نزاع، فریاد، جیغ کشیدن (مثل خوک)، فاش کردن

۳

strife

ستیزه، نزاع، دعوا، سعى بلیغ، تقلا، کشاکش aggro

۴

brabble

جنجال کردن، مشاجره کردن، دعوا، سر و صدا

۵

contest

مباحثه و جدل کردن، اعتراض داشتن بر، ستیزه کردن، مشاجره، مسابقه، رقابت، دعوا

۶

discord

ناسازگارى، اختلاف، دعوا، نزاع، نفاق، ناجور بودن، ناسازگار بودن

۷

quarrel

پرخاش، نزاع، دعوى، دعوا، ستیزه، اختلاف، گله، نزاع کردن، دعوى کردن، ستیزه کردن

۸

spat

(past of spit) ـ حلزون خوراکى خیلى کوچک، بچه حلزون، مرافعه، کشمکش کردن، سیلى، سیلى زدن، به سیخ کشید، تف کرد، سوراخ کرد

۹

scrap

قراضه، اوراق، دور انداختن، تکه، پاره، عکس یا قسمتى از کتاب یا روزنامه که بریده شده، ته مانده، ماشین آلات اوراق، آشغال، جنگ، نزاع، اوراق کردن scrap حقوق‌

۱۰

argument

نشانوند، استدلال

۱۱

litigation

دعوى قضایى

۱۲

difference

تفاضل، فرق، تفاوت، اختلاف، (ریاضى) تفاوت

۱۳

disagreement

مخالفت، عدم موافقت، اختلاف، ناسازگارى fallingout