فرهنگ آریان‌پور

دشواری

#۹۵٬۱۱۸

معنی‌های انگلیسی
۱

node

گره، اشکال، دشوارى، برآمدگى، ورم، غده، منحنى

۲

hardness

سختى، دشوارى، اشکال، سفتى، شدت

۳

spinosity

خاردارى، سیخ دارى، وضعیت غامض، اشکال، دشوارى، چیز نوک تیز

۴

difficulty

سختى، دشوارى، اشکال، زحمت، گرفتگیرى hot water

۵

trial

محاکمه، دادرسى، آزمایش، امتحان، رنج، کوشش، سعى

۶

hurdle

مانع، سبد ترکه اى، چهار چوب جگنى، مسابقه پرش از روى مانع، از روى پرچین یا چارچوب پریدن، از روى مانع پریدن، (مجازى) فائق آمدن بر

۷

trouble

آزار، آزار دادن، رنجه کردن، زحمت دادن، دچار کردن، آشفتن، مصدع شدن، مزاحمت، زحمت، رنجه

۸

severity

سختى، شدت، سخت گیرى، دقت، خشونت severity toughness