فرهنگ آریان‌پور

دشوار شاق

#۹۵٬۱۱۴

معنی‌های انگلیسی
۱

trying

کوشش کردن، سعى کردن، کوشیدن، آزمودن، محاکمه کردن، جدا کردن، سنجیدن، آزمایش، امتحان، آزمون، کوشش