فرهنگ آریان‌پور

دشوار

#۹۵٬۱۰۸

معنی‌های انگلیسی
۱

arduous

دشوار، پر زحمت، پرالتهاب، صعب الصعود

۲

sore

زخم، ریش، جراحت، جاى زخم، دلریش کننده، سخت، دشوار، مبرم، خشن، دردناک، ریشناک واژه هاى شامل

۳

slippy

(slippery =) ـ لیز، لغزنده، بى ثبات، دشوار، لغزان

۴

knotted

گره دار، برآمده، غلنبه، سفت، دشوار، جمع شده، ازدحام کرده، کلاله دار، منگوله دار

۵

onerous

سنگین، گران، شاق، دشوار، طاقت فرسا

۶

operous

پرزحمت، پرکار، دشوار

۷

slippery

لیز، لغزنده، بى ثبات، دشوار، لغزان

۸

difficult

سخت، دشوار، مشکل، سخت گیر، صعب، گرفتگیر

۹

laborious

زحمت کش، ساعى، دشوار، پرزحمت

۱۰

formidable

ترسناک، سخت، دشوار، نیرومند، قوى، سهمگین

۱۱

inexplicit

غیر صریح، به طور ضمنى، بدون توضیح، دشوار

۱۲

intolerable

تحمل ناپذیر، سخت، غیر قابل تحمل، دشوار، تن در ندادنى، بى نهایت

۱۳

inexplicable

غیر قابل توضیح، روشن نکردنى، دشوار

۱۴

insupportable

تحمل ناپذیر، سخت، دشوار، غیر قابل مقاومت

۱۵

nerve wrack

(nerve racking =) ـ خسته کننده اعصاب، دشوار

۱۶

nerve racking

(nerve wrack =) ـ خسته کننده اعصاب، دشوار

۱۷

hard

سخت، بسختى، مشکل، به زحمت، با درشتى