فرهنگ آریان‌پور

دشنه

#۹۵٬۱۰۳

معنی‌های انگلیسی
۱

stylet

دشنه، خنجر، قلم گراور سازى و حکاکى، سیخ

۲

whinger

دشنه

۳

stiletto

دشنه، کارد، دشنه زدن

۴

bowie knife

دشنه، خنجر

۵

dirk

خنجر، دشنه، خنجر زدن، دشنه زدن

۶

spit

(past: spat, spit ; past participle: spat, spit) ـ سیخ کباب، شمشیر، دشنه، به سیخ کشیدن، سوراخ کردن، تف انداختن، آب دهان پرتاب کردن، تف، آب دهان، خدو، بزاق، (مثل تف) بیرون پراندن

۷

dagger

خنجر، دشنه، کارد، خنجرنشان کردن

۸

poniard

خنجر، دشنه، قمه، خنجر زدن

۹

sticker

کاغذ خودچسب، دشنه، دشنه زن

۱۰

bodkin

خنجر، نوعى جوالدوز خودمانی‌ shiv