فرهنگ آریان‌پور

دسیسه کردن

#۹۵٬۰۰۱

معنی‌های انگلیسی
۱

intrigue

دسیسه کردن، توطئه چیدن، فریفتن

۲

machinate

دسیسه کردن، نقشه کشیدن، تدبیر کردن

۳

angle

گوشه، زاویه، کنج، قلاب ماهى گیرى، با قلاب ماهى گرفتن، (مجازى) دام گستردن، دسیسه کردن، تیزى یا گوشه هر چیزى

۴

cabal

دوز و کلک، دسیسه و توطئه، روایت، راز، سر، دسیسه کردن