فرهنگ آریان‌پور

دسیسه‌ کردن

#۹۵٬۰۰۰

معنی‌های انگلیسی
۱

intrigue

دسیسه کردن، توطئه چیدن، فریفتن

۲

scheme

برنامه، طرح، نقشه، ترتیب، رویه، تدبیر، تمهید، نقشه طرح کردن، توطئه چیدن