فرهنگ آریان‌پور

دسیسه

#۹۴٬۹۹۲

معنی‌های انگلیسی
۱

complot

دسیسه، دوزوکلک، سازش

۲

intrigue

دسیسه کردن، توطئه چیدن، فریفتن

۳

machination

دسیسه، تدبیر، طرح

۴

plot

رسم کردن، کشیدن، نقشه، طرح، موضوع اصلى، توطئه، دسیسه، قطعه، نقطه، موقعیت، نقشه کشیدن، طرح ریزى کردن، توطئه چیدن

۵

cabal

دوز و کلک، دسیسه و توطئه، روایت، راز، سر، دسیسه کردن

۶

conspiracy

توطئه، دسیسه، نقشه خیانت آمیز

۷

trafficker

تاجر، سوداگر، کاسب، دکان دار، پشت هم انداز، دسیسه

۸

frame up

توطئه، دوز و کلک، دسیسه

۹

scheme

برنامه، طرح، نقشه، ترتیب، رویه، تدبیر، تمهید، نقشه طرح کردن، توطئه چیدن

۱۰

collusion

ساخت و پاخت، تبانى، سازش، هم نیرنگ، بست و بند