واژههای فارسی←دسته نظامی کمین کرده - یک -فرهنگ آریانپوردسته نظامی کمین کرده - یک -#۹۴٬۷۶۳شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱ambuscade(علوم نظامى) کمین، کمینگاه، یک دسته نظامى کمین کردهواژههای نزدیک در الفبادستبند اهنین زدن بهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدستبند زدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدستبند زدن بهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدستبند یا بخوزدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدستبند یا گردن بندی از گل و غیره که بر گردن می اویزندمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدستبندزدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر