فرهنگ آریان‌پور

دسته کردن - دسته -

#۹۴٬۷۲۵

معنی‌های انگلیسی
۱

sort

جور، قسم، نوع، گونه، طور، طبقه، رقم، جور کردن، سوا کردن، دسته دسته کردن، جور درآمدن، پیوستن، دمساز شدن

۲

group

گروه، گروه بندى کردن، دسته، انجمن، جمعیت، دسته دسته کردن، جمع شدن

۳

windrow

دسته اى علف که براى خشک کردن جمع شده است، (علوفه را) دسته دسته کردن

۴

regiment

(علوم نظامى) هنگ، گروه بسیار، دسته دسته کردن، تنظیم کردن