واژههای فارسی←دسته زنبورفرهنگ آریانپوردسته زنبور#۹۴٬۶۸۶شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱hiveکندو، (مجازى) جاى کار و پر قیل و قال، مرکز تجمع، در کندو جمع کردن، اندوختنواژههای نزدیک در الفبادستبند اهنین زدن بهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدستبند زدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدستبند زدن بهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدستبند یا بخوزدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدستبند یا گردن بندی از گل و غیره که بر گردن می اویزندمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدستبندزدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر