واژههای فارسی←دسته ای علف که برای خشک کردن جمع شده استفرهنگ آریانپوردسته ای علف که برای خشک کردن جمع شده است#۹۴٬۵۸۴شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱windrowدسته اى علف که براى خشک کردن جمع شده است، (علوفه را) دسته دسته کردنواژههای نزدیک در الفبادستبند اهنین زدن بهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدستبند زدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدستبند زدن بهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدستبند یا بخوزدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدستبند یا گردن بندی از گل و غیره که بر گردن می اویزندمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدستبندزدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر