فرهنگ آریانپور
دسته
#۹۴٬۵۵۶
sheaf
دسته، بافه، بغل، دسته یا بافه گندم، دسته گل یا گیاه، بافه ردن، دسته کردن عامیانه
gaggle
دسته مرغابى، جمعیت مردم در حال حرکت
passel
دسته، جماعت، گروه کثیر
batch
مقدار نان در یک پخت، دسته
school
مدرسه، آموزشگاه، مکتب، دبستان، دبیرستان، تحصیل در مدرسه، تدریس در مدرسه، مکتب علمى یا فلسفى، دسته، جماعت همفکر، جماعت، گروه، دسته ماهى، گروه پرندگان، تربیب کردن، به مدرسه فرستادن، درس دادن school کامپیوتر joystick کاغذ
cluster
خوشه، دسته، گروه، سنبله، دسته کردن، جمع کردن، خوشه کردن مرغابی یا غاز
drove
(past: drove ; past participle: driven) ـ راندن، بردن، عقب نشاندن، سوارى کردن، کوبیدن (میخ و غیره)، تحریک کردن drive ماهی یا جانوران دریایی
caboodle
اسباب سفر، مجموعه caboodle سیاسی یا نظامی یا عقیدتی