فرهنگ آریان‌پور

دسته

#۹۴٬۵۵۶

معنی‌های انگلیسی
۱

sheaf

دسته، بافه، بغل، دسته یا بافه گندم، دسته گل یا گیاه، بافه ردن، دسته کردن عامیانه‌

۲

gaggle

دسته مرغابى، جمعیت مردم‌ در حال‌ حرکت‌

۳

passel

دسته، جماعت، گروه کثیر

۴

batch

مقدار نان در یک پخت، دسته

۵

school

مدرسه، آموزشگاه، مکتب، دبستان، دبیرستان، تحصیل در مدرسه، تدریس در مدرسه، مکتب علمى یا فلسفى، دسته، جماعت همفکر، جماعت، گروه، دسته ماهى، گروه پرندگان، تربیب کردن، به مدرسه فرستادن، درس دادن school کامپیوتر joystick کاغذ

۶

cluster

خوشه، دسته، گروه، سنبله، دسته کردن، جمع کردن، خوشه کردن مرغابی‌ یا غاز

۷

drove

(past: drove ; past participle: driven) ـ راندن، بردن، عقب نشاندن، سوارى کردن، کوبیدن (میخ و غیره)، تحریک کردن drive ماهی‌ یا جانوران‌ دریایی‌

۸

caboodle

اسباب سفر، مجموعه caboodle سیاسی‌ یا نظامی‌ یا عقیدتی‌