فرهنگ آریان‌پور

دستمزد

#۹۴٬۵۴۷

معنی‌های انگلیسی
۱

fee

پردازه، پردازانه، مزد، دستمزد، اجرت، پاداش، پول، شهریه، اجاره کردن، دستمزد دادن به، اجیر کردن

۲

wage

مزد، دستمزد، اجرت، کار مزد، دسترنج، حمل کردن، جنگ بر پا کردن، اجیر کردن، اجر

۳

stipend

مواجب، حقوق، جیره، دستمزد

۴

pay

(past: paid ; past participle: paid) ـ پرداختن، دادن، کار سازى داشتن، بجا آوردن، انجام دادن، تلافى کردن، پول دادن، پرداخت، حقوق ماهیانه، اجرت، وابسته به پرداخت

۵

emolument

درآمد، مواجب، مداخل، معونت، حقوق، مقررى

۶

remuneration

اجر، پاداش

۷

consideration

ملاحظه، رسیدگى، توجه، مراعات