فرهنگ آریان‌پور

دستگاه ضبط صوت

#۹۴٬۴۰۶

معنی‌های انگلیسی
۱

wirerecorder

دستگاه ضبط صوت

۲

dictaphone

دیکتافون، دستگاه ضبط صوت

۳

phonograph

(phonographic =) ـ صدا نگار، دستگاه ضبط صوت، گرامافون، گرام

۴

phonographic

(phonograph =) ـ صدا نگار، دستگاه ضبط صوت، گرامافون، گرام

۵

tape recorder

نوار ضبط کن، ضبط صوت، دستگاه ضبط صوت

۶

talking machine

گرامافون، دستگاه ضبط صوت

۷

recorder

نگاشتن، ثبت کردن، ضبط کردن، ضبط شدن ثبت، یادداشت، نگارش، تاریخچه، صورت مذاکرات، صورت جلسه، سابقه، پیشینه، بایگانى، ضبط، رکورد، حد نصاب مسابقه، نوشته، صفحه گرامافون، نام نیک، مدرک record