فرهنگ آریانپور
دسترسی
#۹۴٬۱۷۰
approachability
دسترسى، قابلیت تقرب
range
برد، محدوده، حوزه، تغییر کردن، رسایى، چشم رس، تیررس، دسترسى، حدود، خط مبنا، منحنى مبنا، در صف آوردن، آراستن، مرتب کردن، میزان کردن، عبور کردن، مسطح کردن، سیر و حرکت کردن
access
دسترس، دسترسى، راه، تقریب، اجازه دخول، راه دسترس، مدخل، وسیله حصول، افزایش، الحاق، اضافه، (پزشکى) بروز مرض، حمله، اصابت، (حقوق) دسترسى یا مجال مقاربت، (در مسیحیت) تقرب به خدا، دست یابى
availability
قابلیت استفاده، چیز مفید و سودمند، شخص مفید، دسترسى، فراهمى
accessibility
دستیابى پذیرى، دسترسى، امکان نزدیکى، وسیله وصول، آمادگى براى پذیرایى، قابلیت وصول
reach
رسیدن به، نائل شدن به، کشش، حصول، رسایى، برد
approach
نزدیک شدن، نزدیک آمدن، معبر، مشى