واژههای فارسی←دستخوش کردن با شتابفرهنگ آریانپوردستخوش کردن با شتاب#۹۴٬۱۵۹شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱throw(past: threw ; past participle: thrown) ـ پرتاب، انداختن، پرت کردن، افکندن، ویران کردنواژههای نزدیک در الفبادستبند اهنین زدن بهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدستبند زدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدستبند زدن بهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدستبند یا بخوزدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدستبند یا گردن بندی از گل و غیره که بر گردن می اویزندمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدستبندزدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر