فرهنگ آریان‌پور

دستخوش شدن

#۹۴٬۱۵۲

معنی‌های انگلیسی
۱

take

(past: took ; past participle: taken) ـ گرفتن، ستاندن، لمس کردن، بردن، برداشتن، خوردن، پنداشتن

۲

fling

(past: flung ; past participle: flung) ـ پرت کردن، انداختن، افکندن، پرتاب، جفتک پرانى، بیرون دادن، روانه ساختن

۳

submit

تسلیم کردن، ارائه دادن، تسلیم شدن، تقدیم داشتن، پیشنهاد کردن، گردن نهادن، مطیع شدن

۴

undergo

(past: underwent ; past participle: undergone) ـ تحمل کردن، دستخوش (چیزى) شدن، متحمل چیزى شدن