فرهنگ آریانپور
دستخوش چیزی شدن
#۹۴٬۱۴۴
tear
(past: tore ; past participle: torn) ـ دراندن، گسیختن، گسستن، پاره کردن، دریدن، چاک دادن (معمولاً به صورت جمع) اشک، سرشک، گریه، پارگى، چاک
undergo
(past: underwent ; past participle: undergone) ـ تحمل کردن، دستخوش (چیزى) شدن، متحمل چیزى شدن