فرهنگ آریان‌پور

دستخوش‌ احساسات‌ کردن

#۹۴٬۱۳۲

معنی‌های انگلیسی
۱

transport

ترابرى کردن، بردن، حمل کردن، نقل و انتقال دادن، نفى بلد کردن، از خود بى خود شدن، از جا در رفتن، بارکش، حمل و نقل، وسیله نقلیه، ترابرى، حامل