فرهنگ آریان‌پور

دستپاچه‌ کردن

#۹۴٬۱۱۲

معنی‌های انگلیسی
۱

trip

سبک رفتن، پشت پا خوردن یازدن، لغزش خوردن، سکندرى خوردن، سفر کردن، گردش کردن، گردش، سفر، لغزش، سکندرى

۲

flurry

سرآسیمگى، تپش، باد ناگهانى، سراسیمه کردن، آشفتن، طوفان ناگهانى، باریدن ناگهانى

۳

confuse

مغشوش شدن، با هم اشتباه کردن، آسیمه کردن، گیج کردن، دست پاچه کردن

۴

fluster

سراسیمه کردن، گیج کردن، گرم شدن کله (در اثر مشروب)، دست پاچه کردن، عصبانى کردن، آشفتن، مضطرب کردن، سرآسیمگى، دست پاچگى

۵

disconcert

مشوش کردن، دست پاچه کردن، مبهوت کردن، عدم هم آهنگى داشتن