فرهنگ آریان‌پور

دستپاچگی

#۹۴٬۱۰۷

معنی‌های انگلیسی
۱

hurry

شتاب کردن، شتابیدن، عجله کردن، چاپیدن، بستوه آوردن، با شتاب انجام دادن، راندن، شتاب، عجله، دستپاچگى

۲

precipitation

شتاب، دستپاچگى، تسریع، بارش، ته نشینى

۳

hurry scurry

(hurry skurry =) ـ دستپاچگى، شتاب زدگى، با شتاب انجام شده، درهم و بر هم، از روى دستپاچگى، به طور درهم و بر هم

۴

hurry skurry

(hurry scurry =) ـ دستپاچگى، شتاب زدگى، با شتاب انجام شده، درهم و بر هم، از روى دستپاچگى، به طور درهم و بر هم

۵

flap

ضربه، صداى چلپ، آویخته و شل، برگه یا قسمت آویخته، زبانه کفش، بال و پر زدن مرغ به هم زدن، پرزدن، درى ورى گفتن

۶

panic

وحشت، اضطراب و ترس ناگهانى، دهشت، هراس، وحشت زده کردن، در بیم و هراس انداختن

۷

fluster

سراسیمه کردن، گیج کردن، گرم شدن کله (در اثر مشروب)، دست پاچه کردن، عصبانى کردن، آشفتن، مضطرب کردن، سرآسیمگى، دست پاچگى heebiejeebies nervousness

۸

twitter

چهچه، چهچه زدن، صداهاى مسلسل و متناوب ایجاد کردن، (از شدت شوق یاهیجان) لرزیدن، هیجان و ارتعاش، سرزنش کننده

۹

embarrassment

خجالت