فرهنگ آریانپور
دستبرد زدن
#۹۴٬۰۹۴
rob
دستبرد زدن، دزدیدن، ربودن، چاپیدن، لخت کردن
steal
(past: stole ; past participle: stolen) ـ دستبرد زدن، دزدیدن، بسرقت بردن، ربودن، بلند کردن چیزى
defalcate
کسر کردن (ازپول یا حساب)، اختلاس کردن، دستبرد زدن (به پول)
housebreaking
سرقت کردن، بخانه دستبرد زدن، حرز را شکستن
pick
چیدن، کندن، کلنگ زدن و (به)، با خلال پاک کردن، خلال دندان به کار بردن، نوک زدن به، برگزیدن، باز کردن (به قصد دزدى)، ناخنک زدن، عیبجویى کردن، دزدیدن، کلنگ، (موسیقى) زخمه، مضراب، خلال دندان (toothpick) خلال گوش (earpick)، هر نوع آلت نوک تیز
raid
تاخت و تاز، یورش، حمله ناگهانى، ورود ناگهانى پلیس، یورش آوردن، هجوم آوردن
rifle
دزدیدن، لخت کردن، تفنگ، عده تفنگدار
maraud
نهب و غارت کردن، به قصد غارت حمله کردن، دله دزدى یا تلاش کردن، غارت کردن، چپاول کردن
ransack
جستجو کردن، زیاد کاوش کردن، غارت کردن، چپاول کردن، لخت کردن، چپاول