واژههای فارسی←دستان کسی را از پشت گرفتن و وادار به راه رفتن کردنفرهنگ آریانپوردستان کسی را از پشت گرفتن و وادار به راه رفتن کردن#۹۴٬۰۸۲شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱frogmarchعامیانهواژههای نزدیک در الفبادستاسمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدستانمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدستان اغشته به خون - بامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدستان خود را به اطراف تکان دادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدستان خونین - بامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدستان شناسیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر