فرهنگ آریان‌پور

دست ور کردن

#۹۴٬۰۴۸

معنی‌های انگلیسی
۱

worry

اندیشناکى، اندیشناک کردن یا بودن، نگران کردن، اذیت کردن، بستوه آوردن، اندیشه، نگرانى، اضطراب، دلواپسى

۲

monkey

بوزینه، میمون، تقلید در آوردن، شیطنت کردن

۳

twiddle

به آرامى دست زدن، بازى کردن، ور رفتن، با ساعت مچى و غیره بازى کردن، ور رفتن (با چیزى)، تکان دادن