فرهنگ آریان‌پور

دست و پنجه نرم‌ کردن

#۹۴٬۰۳۷

معنی‌های انگلیسی
۱

engage

به کار گماشتن، گرفتن، استخدام کردن، نامزد کردن، متعهد کردن، از پیش سفارش دادن، مجذوب کردن، درهم انداختن، گیر دادن، گرو گذاشتن، گرودادن، ضامن کردن، عهد کردن، قول دادن

۲

tussle

تقلا، مسابقه جسمانى، کشمکش، مجادله، نزاع کردن، بحث کردن، تقلا کردن

۳

contend

ستیزه کردن، مخالفت کرده با، رقابت کردن، ادعا کردن

۴

wrestle

کشتى گرفتن، گلاویز شدن، دست به گریبان شدن، سر و کله زدن، تقلا کردن، کشتى، کشمکش، تقلا