فرهنگ آریانپور
دست و پا گیر
#۹۴٬۰۲۷
clog
کنده، کلوخه، قید، پابند، ترمز سنگین کردن، کند کردن، مسدود کردن، بستن (لوله)، متراکم و انباشته کردن، زیادى پر کردن، لخته شدن cloggy
awkward
خامکار، زشت، بى لطافت، ناشى، سرهم بند، غیر استادانه
unwieldy
سنگین، گنده، بدهیکل، دیر جنب، صعب
cumbersome
سنگین، طاقت فرسا، مایه زحمت، بطى
restrictive
(پزشکى) داروى پیش گیر، جمله یا عبارت حصرى یا محدود کننده، محدود سازنده