فرهنگ آریان‌پور

دست و پا گیر

#۹۴٬۰۲۷

معنی‌های انگلیسی
۱

clog

کنده، کلوخه، قید، پابند، ترمز سنگین کردن، کند کردن، مسدود کردن، بستن (لوله)، متراکم و انباشته کردن، زیادى پر کردن، لخته شدن cloggy

۲

awkward

خامکار، زشت، بى لطافت، ناشى، سرهم بند، غیر استادانه

۳

unwieldy

سنگین، گنده، بدهیکل، دیر جنب، صعب

۴

cumbersome

سنگین، طاقت فرسا، مایه زحمت، بطى

۵

restrictive

(پزشکى) داروى پیش گیر، جمله یا عبارت حصرى یا محدود کننده، محدود سازنده