فرهنگ آریانپور
دست و پا زدن
#۹۴٬۰۱۹
paddle
بیلچه، پاروى پهن قایقرانى، پارو زدن، با باله شنا حرکت کردن، دست و پا زدن، با دست نوازش کردن، ور رفتن، با چوب پهن کتک زدن
heave
(past: heaved, hove ; past participle: heaved, hove) ـ بلند کردن، کشیدن، بزرگ کردن، جابجا کردن، باد کردن، تقلا کردن
thrash
کوبیدن، از پوست درآوردن، کتک زدن، کوزل کوبى
welter
اختلاط، درهم و برهمى، خشکى، پژمردگى، آغشتن، غلت زدن
flounder
(جانور شناسى) نوعى ماهى پهن، لغزش، اشتباه، در گل تقلا کردن، بال بال زدن، دست و پا کردن
scramble
با دست و پا بالا رفتن، تقلا کردن، به زحمت جلو رفتن، تلاش، تقلا، کوشش، (تخم مرغ) املت درست کردن