فرهنگ آریانپور
دست و پا - بی -
#۹۴٬۰۱۱
lout
سرفرود آوردن، آدم بى دست و پا، آدم نادان و نفهم، بیشعور دانستن، ریشخند کردن، نفهمى نشان دادن، ولگردى کردن
lubber
آدم کودن، آدم بى دست و پا، ملوان تازه کار، خام دستى کردن
slouch
آدم بى دست و پا، آدم بى کاره و بى کفایت، تنبل، با سر خمیده و دولا دولا راه رفتن سر به زیر، خمیده بودن، آویخته بودن، آویختن، پوست انداختن
acolous
فاقد اعضاء، بى دست و پا
bumpkin
روستایى نادان یا کودن، آدم بى دست و پا
loblolly
آش اماج غلیظ، روستایى، بى دست و پا، دلقک، کاج استخرى، چاله گل آلود
sloucher
آدم بى دست و پا
maladroit
بى مهارت، ناشى، بى دست و پا، ناهنجار، زشت