اب بند
#۹۴
dam
سد، آب بند، بند، سد ساختن، مانع شدن یا ایجاد مانع کردن، محدود کردن
dyke
(dike =) ـ سد، دیوارى که براى جلوگیرى از آب دریا مى سازند (در هلند)، آب بند، بند آب
caulk
(calk =) ـ شکاف و سوراخ چیزى را گرفتن، بتونه گیرى کردن، درز گرفتن، آب بندى کردن
waterworks
دستگاه آب رسان، فواره، آب بند
dike
(dyke =) ـ خاکریز، سد، بند، نهر، آبگذر، مانع
dope
پیش بینى کردن، آگاهى، داروى مخدر، دارو دادن، تخدیر کردن
lock
قفل، طره گیسو، دسته پشم، چخماق تفنگ، چفت و بست، مانع، سد متحرک، سد بالابر، چشمه پل، محل پرچ یا اتصال دویاچند ورق فلزى، قفل کردن، بغل گرفتن، راکد گذاردن، قفل شدن، به وسیله قفل بسته و محکم شدن، محبوس شدن
wall
دیوار، جدار، حصار، محصور کردن، حصار دار کردن، دیوار کشیدن، دیوارى
weir
بند، سدى که سطح آب را بلند کند، خاکریز
sealer
شکارچى گوساله ماهى، مهردار، مهر زن، بتونه یا آسترى رنگ
sealant
عامل درزگیر، وسیله بتونه کارى، وسیله مهر و موم