فرهنگ آریان‌پور

دست نشانده

#۹۳٬۹۷۹

معنی‌های انگلیسی
۱

puppet

عروسک، عروسک خیمه شب بازى، دست نشانده

۲

stooge

آلت دست، دست نشانده، دلقک، آلت دست شدن

۳

figurehead

رئیس پوشالى، رئیس بى نفوذ، دست نشانده

۴

vassal

(حقوق، قدیم انگلیس) خراجگزار، هم بیعت بالرد، تبعه، بنده، غلام، رعیت

۵

protege

تحت الحمایه، حمایت شده، شاگرد، نوچه