فرهنگ آریانپور
دست نخورده
#۹۳٬۹۷۲
intact
دست نخورده، بى عیب، سالم، کامل، صدمه ندیده
untouched
دست نخورده، دست نزده
whole
تمام، درست، دست نخورده، کامل، بى خرده، همه، سراسر، سالم
virgin
باکره، دست نخورده، پاکدامن، عفیف، سنبله، استفاده نشده
virginal
دوشیزه اى، خالص، دست نخورده، باکره مانده
pristine
پیشین، اولى، طبیعى و دست نخورده، تر و تازه
mint
ضرابخانه، سکه زنى، ضرب سکه، سکه زدن، اختراع کردن، ساختن، جعل کردن، (گیاه شناسى) نعناع، شیرینى معطر با نعناع، نو، بکر
wild
وحشى، جنگلى، خود رو، شیفته و دیوانه
entire
کاملاً، کلاً، سراسر
maiden
دوشیزه، دختر باکره، جدید
rustic
روستایى، مربوط به دهکده، دهاتى، مسخره
natural
طبیعى، سرشتى، نهادى، ذاتى، فطرى، جبلى، بدیهى، مسلم، استعداد ذاتى، احمق، دیوانه، عادى
undisturbed
غیر مختل، مختل نشده unspoiled untamed