فرهنگ آریان‌پور

دست نخورده

#۹۳٬۹۷۲

معنی‌های انگلیسی
۱

intact

دست نخورده، بى عیب، سالم، کامل، صدمه ندیده

۲

untouched

دست نخورده، دست نزده

۳

whole

تمام، درست، دست نخورده، کامل، بى خرده، همه، سراسر، سالم

۴

virgin

باکره، دست نخورده، پاکدامن، عفیف، سنبله، استفاده نشده

۵

virginal

دوشیزه اى، خالص، دست نخورده، باکره مانده

۶

pristine

پیشین، اولى، طبیعى و دست نخورده، تر و تازه

۷

mint

ضرابخانه، سکه زنى، ضرب سکه، سکه زدن، اختراع کردن، ساختن، جعل کردن، (گیاه شناسى) نعناع، شیرینى معطر با نعناع، نو، بکر

۸

wild

وحشى، جنگلى، خود رو، شیفته و دیوانه

۹

entire

کاملاً، کلاً، سراسر

۱۰

maiden

دوشیزه، دختر باکره، جدید

۱۱

rustic

روستایى، مربوط به دهکده، دهاتى، مسخره

۱۲

natural

طبیعى، سرشتى، نهادى، ذاتى، فطرى، جبلى، بدیهى، مسلم، استعداد ذاتى، احمق، دیوانه، عادى

۱۳

undisturbed

غیر مختل، مختل نشده unspoiled untamed