فرهنگ آریان‌پور

دست مالی کردن

#۹۳٬۹۶۴

معنی‌های انگلیسی
۱

scrabble

دست مالى کردن، خط خط کردن، سرسرى چیز نوشتن، دست مالى، تقلا

۲

rough

زبر، خشن، درشت، زمخت، ناهموار، ناهنجار، دست مالى کردن، به هم زدن، زمخت کردن