فرهنگ آریان‌پور

دست ساخت

#۹۳٬۹۰۶

معنی‌های انگلیسی
۱

product

حاصلضرب، فرآورده، محصول، حاصل، بسط دادن، ایجاد کردن

۲

artifact

محصول مصنوعى، مصنوع

۳

freehand

بى اسباب، بى افزار، با دست باز، آزادى در تصمیم

۴

handmade

مصنوع دست، دستى، یدى، دستباف، دست دوز

۵

handwork

با دست انجام شده، یدى، دستى، دستکارى manmade

۶

artificial

ساختگى، مصنوعى، بدلى

۷

contrivance

اختراع، تدبیر، تمهید، اسباب

۸

manufacture

ساختن، جعل کردن، تولید کردن، ساخت، مصنوع، تولید