فرهنگ آریان‌پور

دست زدن

#۹۳٬۸۹۴

معنی‌های انگلیسی
۱

touch

دست زدن به، لمس کردن، پرماسیدن، زدن، رسیدن به، متاثر کردن، متاثر شدن، لمس دست زنى، پرماس، حس لامسه

۲

clap

کف زدن، صداى دست زدن، ترق تروق، صداى ناگهانى

۳

touse

کشیدن، دست زدن، اذیت کردن، اندام هاى کسى را کشیدن، جدا کردن، کشیده شدن، چروک شدن

۴

finger

انگشت، به اندازه یک انگشت، میله برآمدگى، زبانه، انگشت زدن، دست زدن (به) ـ

۵

plaudit

هلهله شادى، صداى آفرین، تمجید، دست زدن

۶

handclasp

(handshake =) ـ دست زدن، دست دادن

۷

stage

صحنه نمایش، پرده گاه، مرحله، منزل، پایه، وهله، طبقه، در صحنه ظاهر شدن، مرحله دار شدن، اشکوب، صحنه

۸

tamper

مذاکرات پنهانى و زیر جلى داشتن، رشوه دادن، مداخله و فضولى کردن، ناخنک مردن