فرهنگ آریانپور
دست زدن
#۹۳٬۸۹۴
touch
دست زدن به، لمس کردن، پرماسیدن، زدن، رسیدن به، متاثر کردن، متاثر شدن، لمس دست زنى، پرماس، حس لامسه
clap
کف زدن، صداى دست زدن، ترق تروق، صداى ناگهانى
touse
کشیدن، دست زدن، اذیت کردن، اندام هاى کسى را کشیدن، جدا کردن، کشیده شدن، چروک شدن
finger
انگشت، به اندازه یک انگشت، میله برآمدگى، زبانه، انگشت زدن، دست زدن (به) ـ
plaudit
هلهله شادى، صداى آفرین، تمجید، دست زدن
handclasp
(handshake =) ـ دست زدن، دست دادن
stage
صحنه نمایش، پرده گاه، مرحله، منزل، پایه، وهله، طبقه، در صحنه ظاهر شدن، مرحله دار شدن، اشکوب، صحنه
tamper
مذاکرات پنهانى و زیر جلى داشتن، رشوه دادن، مداخله و فضولى کردن، ناخنک مردن